close
دانلود آهنگ جدید

دانلود رایگان رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور

امروز : جمعه 29 شهریور 1398
کسب درآمد از طریق فایل
دسته بندی : رمان عاشقانه ,
بازدید : 1070 بازدید
دانلود رمان شیطنت های قایمکی

دانلود رایگان رمان شیطنت های قایمکی بدون سانسور نسخه pdf و تبلت و موبایل اندروید و ایفون با لینک مستقیم

 

 

 

نام رمان : شیطنت های قایمکی

ژانر : عاشقانه

ارائه دهنده : پرتال زیباچه

 

خلاصه رمان شیطنت های قایمکی :

دختری از جنس من … از جنس تو … پاک … با یه خانواده ی دیکتاتور … و یه زندگی تحمیل شده …

حق انتخاب هیچوقت نداره … جرات مخالفت هم نداشته … تا اینکه … تا اینکه …

 

قسمتی از رمان شیطنت های قایمکی:

بالاخره اون شب پر از استرس تموم شد
من الان رو صندلیه آزمایشگاه نشستم و منتظر جواب آزمایش که با دیدن چهره ی اون دکتر خندون که حالا اخمی واضح روی صورتش بود دلم هری ریخت
تمام افکار منفی قبل از دکتر به ذهنم رسید …
با صدای هر قدمش انگار پتک به سر من میکوبیدن…
حالابه من رسیده بود و روبروم ایستاده بود و سعی داشت لبخند بزنه
اما واضح بود نمیتونه تظاهر کنه…
دکتر -سلام خانم سمایی …بفرمایید از این طرف …
همراهش بدون حرفی راه افتادم …
سعی کردم محکم باشم
حس آدمایی رو داشتم که داشتن سلاخیش میکردن…
قدمهام سست بود …
هر آن احتمال سقوطم بود …
میدونستم خبر بدی برام داره …
از پوف های بلندی که میکشید معلوم بود
با هم وارد اتاق شدیم وروبروم روی مبلی نشست …
دکتر – شما همراه ندارید … ؟

 

لینک های دانلود :

 

دسته بندی : رمان عاشقانه ,
بازدید : 867 بازدید
دانلود رمان ازدواج اجباری دریا و امیر

دانلود رایگان رمان ازدواج اجباری دریا و امیر بدون سانسور نسخه pdf و تبلت و موبایل اندروید و ایفون با لینک مستقیم

 

 

 

نام رمان : ازدواج اجباری ( دریا و امیر ، بهار و کامران ، رزا و ساشا )

ژانر : عاشقانه

ارائه دهنده : پرتال زیباچه

 

مقدمه :

آقا تو رو خدا رحم کنید!پولتون رو پس میدم.
با پوزخند به بابام خیره شده بودم البته اگه میشد اسمش رو میشد گذاشت بابا یه معتاد بود که کارش قمار و مواد کشیدن بود مادر بدبختم بخاطر کتک هاش مرد.

عین سگ داشت کتک میخورد.بیخیال با لذت به کتک خوردنش خیره شده بودم که نگاهش بهم افتاد با دیدنم با صدای خمارش گفت:
_دخترم!به دادم برس.

بدون توجه به حرفش خواستم برم از خونه بیرون که صدای مرد بلند شد:
_دخترته؟!

_آره آقا.!

 

نگاهم و به مرد مسن روبروم دوختم که با پوزخند نگاه خریدارانه ای به هیکلم انداخت و رو به پدرم گفت:
_دخترت رو بجای طلبم میبرم!

با عصبانیت بهش خیره شدم چی داشت میگفت این مرتیکه من رو بجای طلبش ببره مگه وسیله بودم!

صدای شاد بابا باعث شد شکه و بهت زده بهش خیره بشم.

_آره آقا این دختر کنیزتون میشه.

_کنیز نمیخوام زیرخواب پسرم میشه و براش یه وارث بدنیامیاره.

بابهت و چشمهای اشکی بهشون خیره شده بودم چی داشتن میگفتن مگه من کالا بودم که من رو برای پسرش میخواست به جای پول ببره.

با گریه داد زدم:
_چی دارید میگید ؟!من جایی نمیام.

با نفرت رو به مرد مسن داد زدم:
_من هیچ جانمیام گمشو از اینجا.

به سمتم اومد چونم رو توی دستهاش گرفت و نگاهی بهم انداخت و گفت؛
_خفه شو!تو همسر پسر من میشی وگرنه پدرت رو جلوی چشمهات تیکه تیکه میکنم خود تو رو هم زیرخواب نگهبانام میکنم فهمیدی؟!

با ترس بهش خیره شده بودم که…

 

خلاصه رمان ازدواج اجباری :

دختری به اسم بهار ، که یه روز موقع برگشت از مدرسه متوجه ماشین ناشناسی جلوی در خونشون میشه که با اتفاق ناگواری مواجه میشه و مسیر زندگیش رو پر فراز و نشیب میکنه …


 توجه :

این رمان توسط نویسنده های چون دریا و امیر ، بهار و کامران ، رزا و ساشا نیز منتشر شده که این موارد کذب است و اصل رمان ازدواج اجباری توسط سارا بلا منتشر شده


لینک های دانلود :

 

کلیک کنید

ورود به پنل

نام کاربری :
رمز عبور :

ثبت نام در سایت

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جدیدترین مطالب

مطالب پربازدید

تبلیغات متنی

logo
کلیه حقوق برای سایت دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه | رمان زیباچه,دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور | دانلود رمان ایرانی و خارجی جدید| رمان زیباچه,دانلود رمان | محفوظ میباشد .
طراح : زیباچه